دانلود نوین

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان کس دادن به داماد
 
داستان سکسی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272564.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – محو کوس دادن مادر زنه شده بودم و هیکلتاپشو زیر نظر داشتم و از اون طرف شراره هم داشت به کیر پدرم که چطور داشت می رفت تو کوس مادرش نگاه می کرد . …. اما طوری کوس زنمو تو دهنش جا داد که شراره از هوس چاره ای نداشت تا به سر و روی بابا بکوبه -بابا جون خوبه کوسم داره ریز ریز میشه اوووووههههههه نههههههه -حواست کجاست داماد گلم .
گاییدن مادرجون | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272562.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه … گفت نه قضیه لو می ره گفتم مطمئنه گفت کیه گفتم روزبه داماد پروین (داماد دختر بزرگش)گفت حواست باشه به یه بوس از لپش گفتم به عهده من باهم از حموم در …
پیشنهاد عجیب مادرزن به داماد در باره خواهر عروس! – آفتاب
aftabnews.ir/fa/…/پیشنهاد-عجیب-مادرزن-به-داماد-در-باره-خواهر-عروس
Translate this page
Aug 23, 2017 – یک سال قبل، در یک جشن تولد با او آشنا شدم. کاش استخوان‌های پایم قلم می‌شد و به آن مهمانی لعنتی نمی‌رفتم. روابط من و بهاره در فضای‌ مجازی به یک احساس آتشین تبدیل شد. به خواستگاری‌اش رفتم و ازدواج کردیم. من کس و کاری نداشتم‌. پدرم بیمار است و برادرم و خواهرم نیز سر خانه و زندگی خودشان هستند و دخالتی نکردند.
کون دادن با گریه به دامادم روز عقدش با دخترم
https://shahvani.com/…/کون-دادن-با-گریه-به-دامادم-روز-عقدش-با-دخ…
Translate this page
Sep 8, 2017 – سلام.اسمم مهین هست و یه دختر ۲۰ ساله دارم و اسم شوهرم سعیده.خودم ۳۵ سالمه و شوهرم ۴۰ سالشه.تا چند سال پیش شوهرم کار درست و حسابی نداشت تا به واسطه برادرش با کامران که از خودم سه سال کوچیکتر اشنا شد و پنج سال پیش کامران دفتر هواپیمایی زد و شوهرم مشغول شد.دوسال پیش کامران ویلا شمال گرفت و رفتیم شمال و یه …
سکس با داماد شوهرم
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-داماد-شوهرم
Translate this page
Nov 17, 2014 – فقط خاطرست… سه ساله ازدواج کردم و ی خواهرشوهر و ی برادر شوهر دارم. با خواهر شوهرم خیلی صمیمی هستیم و رفت و آمدمون زیاده. از عید 93 حواسم بدجور پیش شوهر خواهرشوهرم (رامین) بود. وقتی میدیدمش حشری میشدم و نمیتونستم کاری کنم و فقط وقت سکس با شوهرم به اون فکر میکردم. پیشش لباسهای تنگ و ساپورت میپوشم که …
داماد کونی
https://shahvani.com/dastan/داماد-کونی
Translate this page
داماد کونی. 1390/1/27. باسلام داستانی که میخوام براتون بنویسم واقعیه ومن اصلا خیال پردازی بلد نیستم چون دفعه اولمه که داستان مینویسم واین سایت رو دیدم وگفتم … مهمون ها در شب اول داماد مارو برای خوردن مشروب دعوت کرد وقرار شد که بریم خونه یکی از بچه ها اینوهم بگم که من که بیشتر از بقیه با مجید نزدیک بودم به من گفت که اخر شب …
من و دامادم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/من-و-دامادم
Translate this page
Oct 14, 2010 – … سیخ می کنه حتی دامادم نا کس هم دخترمو می کنه هم منو دلش می خواد کیر شوهرم خوابیده و زیاد برنامه نداریم ولی من طاقت نمی ارم و هر طور شده خودمو خالی می کنم یه شب دخترم با شوهرش اومدند خونه ما و شب هم موندن به دامادم حال می دادم جلوش پاهامو باز می ذاشتم خشتک شلوارمو عمدا پاره کرده بودم و کوسم معلوم بود ولی پیش شوهرم و دخترم …
شوهرم سر زده به خانه آمد و پسر عمویش را در بالکن اتاق خواب دید / من دست …
https://www.rokna.net/…/232833-شوهرم-سر-زده-به-خانه-آمد-پسر-عم…
Translate this page
Dec 14, 2016 – رکنا: هر چه می کشم از این تلگرام و هیجانات پوشالی آن و بی فکری های خودم است.
صبح دل انگیز.. | من هم به شوهرم خیانت می کنم…
https://weeklove.wordpress.com/2012/04/07/صبح-دل-انگیز/
Translate this page
Apr 7, 2012 – سماور رو روشن کردم و به شعله آبیش نگاه کردم. آشپزخانه زیاد کوچیک نبود. … پس هیچ کس نمی فهمه. و دوباره بغلم کرد. گفتم: دوست داری با من س… کنی؟ دستش رو برد لای پاهام و من رو به خودش نزدیک کرد. گفت: دوست دارم باهات دوست باشم. نه فقط س… … حتماً فکر می کنی برای خانواده داماد خیلی مهم تره! – خیلی. = من سال …
داستان های سکسی مربوط به سکس آشناها – صفحه 6 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_620_6.html
Translate this page
گفتم خوب و ادامه داد ابجی فاطی خواسته بود بیاد دستشویی تو تو دستشویی بودی ابجی در باز کرده بود کیرت رو دیده بود اومد به من گفت داماد ابجی عجب چیزی داره وجریانو تعریف کرد که …… خیلی گرمش شده و زنم فهمید که سودابه کیرم رو دیده باهم نشستند مشغول حرف زدن شدند و از چطور کس دادن به شوهر اشون می گفتند سودابه گفت اقا .

 







NS